مذاکره؛ پلی میان درگیری و تثبیت دستاوردها
خیلیها تصور میکنند آتشبس به معنای پایان کامل جنگ و آغاز مرحلهای تازه از نبرد نرم است؛ اما در واقعیت، چنین نیست. در منطق مقاومت، آتشبس بیشتر شبیه «نفسگیری» یک ورزشکار حرفهای است. نبرد متوقف نمیشود؛ تنها شدت آن کاهش مییابد تا توان و امکانات بازیابی شود و شرایط با دقت بیشتری مورد ارزیابی قرار گیرد.
در تاریخ صدر اسلام نیز نشانههای روشنی از این رویکرد دیده میشود. پیامبر اکرم (ص) در صلح حدیبیه ـ که نوعی آتشبس طولانیمدت بود ـ از فرصت بهدستآمده بهره برد تا پیام اسلام را به قدرتهای مهم آن دوران برساند و جایگاه اخلاقی و اجتماعی مسلمانان را تحکیم کند. در حالی که بسیاری میپنداشتند مسلمانان در این دوره به استراحت پرداختهاند، در حقیقت این توقف فرصتی برای تقویت بنیانها و گسترش نفوذ بود؛ رویکردی که میتوان آن را شکلی از تدبیر و مدیریت هوشمندانه شرایط دانست.
امیرالمؤمنین علی (ع) نیز در نهجالبلاغه خطاب به مالک اشتر میفرماید: «لَا تَدْعُوَنَّ إِلَى مُصَالَحَةِ عَدُوِّکَ…»؛ یعنی هرگز شتابزده و بدون محاسبه به صلح دعوت نکن. این سخن نافی اصل آتشبس نیست، بلکه تأکید دارد که هر توافقی باید بر پایه تدبیر، شناخت شرایط و رعایت مصالح انجام شود. در دوره آتشبس نیز چند اصل باید رعایت شود: پنهان ماندن ضعفها و کاستیها، و استفاده از هر فرصتی برای رصد وضعیت طرف مقابل. چنین دقت و هوشیاری بخشی از مدیریت میدان به شمار میآید.
تجربههای تاریخی نیز نشان میدهد که بسیاری از جنگها پس از دورهای طولانی از درگیری، نهایتاً با مذاکره و گفتوگو به پایان رسیدهاند. نمونهای روشن آن پایان جنگ ایران و عراق است که پس از سالها نبرد، با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و آغاز گفتوگوهای سیاسی، مسیر توقف درگیریها فراهم شد. در دیگر منازعات جهان نیز گفتوگو معمولاً مرحلهای برای تثبیت شرایط، کاستن از خسارتها و ایجاد امکان مدیریت بهتر پیامدهای جنگ بوده است. بنابراین، مذاکره نه نشانه کنار گذاشتن اهداف، بلکه ابزاری برای پیگیری آنها در شرایط جدید است.
«در این لحظات حساس و عدم شرکت در مذاکرات از سوی جمهوری اسلامی ایران، چالشی عظیم در سیستم مدیریت جنگ دشمن ایجاد کرده است. همزمان، استیصال بازماندگان جزیره اپستین نشانهای از بحران درونی آنهاست. دشمن امروز در آستانه فروپاشی جدی قرار دارد. این پیروزی حاصل تدبیر امام شهید در بیاعتمادی به دشمنان در مذاکرات، و ابتکار عمل تربیتیافتگان مکتب امامین انقلاب (رضوان الله علیهما) به رهبری حضرت امام خامنهای (دام ظله) است که دشمن را گرفتار کردهاند.»
در نهایت باید گفت «قاعده فریب در جنگ» در مکتب اهلبیت (ع) مفهومی دوگانه است. اگر در مسیر دفاع از حقیقت و برای حفاظت از جان و امنیت جامعه بهکار رود، میتواند مصداق «مکر نیک» باشد؛ همانگونه که قرآن میفرماید: «وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللَّهُ».
اما در دست افراد بیپروا یا نادرست، «ترامپ و نتانیاهو »این ابزار میتواند به زیان خودشان تمام شود.در میدان جنگ، همانگونه که شجاعت اهمیت دارد، هوشیاری نیز ضرورتی اساسی است. فریب، تنها یک تاکتیک نیست؛ گاهی در شرایط دشوار، راهی برای ایجاد فرصت، حفظ توان و ادامه مسیر است.
کارشناس مذهبی علیرضا حسین پور
