ما عاشورا را زندگی میکنیم
ما عاشورا را زندگی میکنیماین یک جنگ معمول نبود. یک جنگ از جنس همه جنگهای قرن بیست حتی قرن نوزده و هجده و قبلتر از آن هم نبود. در واقع تعریف جنگ برای این نبرد واژه کمیست، نبرد خیر و شر، حق و باطل و شاید نبرد شیطان با خداوند بود. جنگی که تحمیلی بود ولی سالهای سال است که ما منتظر آن بودیم. سالهاست که با شیطان عیان، رژیم باطل صهیونیستی در حال نبرد بودهایم ولی در سطوح دیگر و حالا این جنگ کاملا آشکار شد.
فلسفه وجودی رژیم صهیونی نه ایجاد یک کشور، نه ایجاد یا بازسازی یک تمدن و نه حتی دفاع از اعتقادات منحرفشده یهود بود. فلسفه رژیم از بدو شکلگیری تنها مبارزه با حق بوده و هست و چه حقی آشکاراتر از جمهوری اسلامی ایرانی که دایهدار دفاع از مظلوم است و اصلا برای همین نیز بوجود آمد و حیات گرفت و ادامه دارد.
جنگها یا بر سرمالکیت زمین است یا مسائل اقتصادی و نژادی و یا در قرون وسطی بر سر مسائل دینی و اعتقادی بود. اما جنگ تحمیلی جمهوری اسلامی با رژیم صهیونی فرای همه اینها بود، جنگی بر سر ادامه حیات خیر یا شر، حق یا باطل در روزگاری که حق بودن و حق خواستن هزینههای گزافی دارد. در روزگاری که مثل همیشه دشمنان با تمام ساز و برگ درحال عناد با حق و وعده الهی هست. مگر غیر از این است که از پیامبر اول تا پیامبر خاتم همیشه این نبرد بوده و پس از آن نیز ادامه داشته؟
چه نسلهایی که در حسرت عاشورای حسینی بودند و ماندند و از دنیا رفتند بی آنکه بتوانند خود را در آن مهلکه ببینند و فرصتی بوجود نیامد که عاشورای بعد از عاشورای حسین را ببینند. و چه تشابه زیبایی است جنگ جمهوری اسلامی ایران با رژیم صهیونیستی به عاشورا. آنجا که همه زر و زور و دنیا در مقابل خیر و وعدههای داده شده پروردگار ایستادند تا دنیایشان به خطر نیافتد. حالا پس از ۱۳۴۵ سال از عاشورا، همان قصه و همان نبرد و همان نیات دوباره باهم سرشاخ شدند.
اما حالا پیروان حسین ۷۲ نفر نبودند. پیروان مکتب حسین تعدادشان از دشمن کمتر نبود و اصحاب حسین آن آیه الهی را در تمامی این سالها زمزمه کرده و به آن عمل کردند. همان آیه “وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِباطِ الخَيلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُم که دستور صریح خداوند در مورد تجهیز و نیرومند شدن در مقابل دشمنان اسلام است.
حالا اما پیروان مکتب عاشورا، هم عاشورایی هستند و هم قدرتمند و در این مکتب در هر صورتی پیروانش پیروزند. چه سرنوشت مولایشان حسین را داشته باشند مثل سردار سلامی، سردار باقری و سردار رشید و دکتر عباسی و چه مثل همه آنهایی که در تمام مدت در کف میدان جنگیدند و بدترین دشمنان انسانیت را وادار به درخواست آتشبس و اقرار به ضعف و شکست کردند.
از توابین تا به امروز و بعد از ۱۳۴۵ سال ما هرروز در حسرت عاشورا و عاشورائیان بودهایم و در حسرت تنهایی مولایمان و در حسرت نبودمان در آن صحرای نینوا و در آن روز بزرگ تاریخ در تاریخ بشریت، اما امروز و در این برهه شاید نسل ما دیگر حسرت نبودن در عاشورا را نخورد چرا که ما عاشورا را حدود ۱۴ قرن بعد تجربه کردیم و امتحان شدیم و بهراستی که از این آزمون بزرگ هم پیروزمندانه مانند مولایمان حسین بیرون آمدیم
